به تازگی خانم کبری خادمی طی یک "پرفرمنس"یک زره آهنی پوشید و به یکی از خیابان‌هایی از کابل رفت که به گفته او "هیچ زنی از آنجا رد نمی‌شود مگر آنکه طعم آزار جنسی را بچشد."
او در این حرکت اعتراضی، زره‌ای پوشیده بود که بالاتنه او را از مقابل و پایین تنه وی را از عقب پوشانده بود تا به این شکل به آزارهای خیابانی روزانه زنان توسط مردان اعتراض کند. اتفاقی که به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد. او از آن روز به بعد مخفیانه زندگی می‌کند.
آمار دقیقی از مزاحمت‌های جنسی در خیابان‌های افغانستان وجود ندارد اما این پدیده آنقدر رایج است که می‌توان صدها گزارش، مستند و ... در رسانه‌های مختلف در افغانستان و حتی رسانه‌های بین‌المللی از این پدیده یافت.
طی سال‌های اخیر زنان افغانستان بارها علیه آزارجنسی خیابانی دست به تظاهرات زده‌اند. اما به نظر می‌رسد تاکنون هرچه تلاش کرده‌اند به در بسته خورده است.
هیچ قانونی علیه آزار خیابانی زنان در افغانستان وجود ندارد. به گفته ناظران ما از کابل، حتی اگر قانون و سازمانی مسوول این کار شود، خود خانواده‌ها به خاطر "آبرو"اجازه طرح شکایت و پیگیری ماجرا را نمی‌دهند، کما اینکه در فرهنگ "مردسالار"این کشور، این زنان هستند که حتی به خاطر قربانی شدن در یک آزار جنسی، مقصر هستند.
به تازگی یک نماینده زن مجلس افغانستان علت آزارهای جنسی بی شمار در این کشور را وضعیت حجاب زنان عنوان کرده است. سخنگوی دولت افغانستان نیز عنوان کرده است روزانه حدود چهل نفر به خاطر آزار خیابانی زنان بازداشت میشوند اما به دلیل نبود قانون پس از گرفتن تعهد آزاد میشوند.
ناظران ما تاکید میکنند زنانی که با برقع و چادر به خیابان می‌روند نیز وقتی به خانه برمی‌گردند تنشان از نیشگون‌ها کبود است و آنها نیز از متلک‌های جنسی در امان نیستند.



«بزرگتر که شدم فهمیدم غیر از «شرت آهنی» باید با زره آهنی جاهای دیگر را نیز از دست آزارگرها پوشاند»

خانم کبری خادمی، فارغ التحصیل رشته "پرفرمنس آرت"از لاهور پاکستان درباره پوشیدن زره آهنی در خیابان‌های کابل به ناظران می‌گوید:

این یک پرفرمنس بود که روز پنجشنبه گذشته ساعت شش بعد از ظهر در محله "کوته سنگی"در مرکز شهر کابل که شلوغترین محله شهر است به مدت هشت دقیقه برگزار شد.
طرح و ساخت زره حدود یک ماه طول کشید اما ایده این پروژه به شکل یک آرزو از کودکی همراه با من بود. زمانی که کودک بودم به خاطر آزارهای جنسی خیابانی پیش خودم آرزو میکردم که کاش یک شرت آهنی داشتم بعد که بزرگتر شدم متوجه شدم نه! جاهای دیگری هم هست که باید با زره آهنی آنها را از دست آزارگرها پنهان کرد.
مسیری که برای این کار انتخاب کردم، مسیری بود که هر روز از آن عبور می‌کنم و می‌توانم با جرات بگویم زنی در کابل زندگی نمی‌کند که از این مسیر رد شده باشد و مورد آزار جنسی در آن قرار نگرفته باشد. من هر روز این مسیله را تجربه می‌کنم.


می‌دانستم که جمعیت زیادی جمع خواهد شد، فقط امیدوارم بودم من را همانجا نکشند. اول که شروع کردم تا چند دقیقه به نظر می‌رسد جمعیت در شوک بود بعد از چند دقیقه شروع کردند به توهین، فحش دادن و حتی حمله کردن. چندتایی هم سنگ به سمتم پرتاب کردند. به همدیگر می‌گفتند"تا نرفته بزن با سیلی تو صورتش"یک پسربچه فریاد میزد "ببینید لباس آهنی پوشیده کسی بهش دست نزنه"حتی یک نفر هم ندیدم که در جمعیت متوجه اعتراض من شده باشد و از من حمایت کند فقط چند تن از دوستان و خبرنگارانی که برای پوشش این پرفرمنس آنجا بودند از من در مقابل حملات دفاع می‌کردند.
بعدها که با چند دوست خانم که آنجا بودند صحبت کردم گفتند در حین همین کار در آن شلوغی و جو متشنج، باز هم آنها توسط مردان مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند.
پس از هشت دقیقه دوستم در پایان مسیر در تاکسی منتظر من بود. بدو بدو سوار تاکسی شدم و مردم شروع به حمله به تاکسی و لگد زدن به آن کردند. ما از آنجا با سرعت فرار کردیم.
از همان دوران کودکی وقتی من به خیابان و کوچه می‌رفتم مانند تمام دختران افعانستان مورد آزارهای جنسی در خیابان قرار می‌گرفتم. بزرگتر که شدم مسیله بدتر شد. نوجوان که بودم به خودم می‌گفتم با هر کسی ایجاد مزاحمت کرد دعوا خواهم کرد، جوابشان را خواهم داد، توی دهنشان خواهم زد، گلاویز خواهم شد... اما واقعیت چیز دیگری است. مگر چند بار در روز می‌شود با مردم دعوا کرد، توی دهنشان زد و گلاویز شد؟
در نتیجه تصمیم گرفتم در یک پرفرمنس، این حرکت زشت جامعه و مردان را به خودشان به شکلی نشان دهم. رفتار زشتشان را که تجربه کرده‌ام و آزار دیدهام را به رویشان بیاورم.


این آزارهای خیابانی به هر شکلی که فکر کنید وجود دارد، از متلک گفتن تا دست زدن و نیشگون گرفتن و فحش دادن. ربطی هم به لباسی که پوشیده‌ای ندارد. حتی اگر برقع و چادر به تن داشته باشی باز یک برآمدگی بدن زن را اگر ببینند سوژه و بهانه می‌کنند، حتی رنگ دامن که زیر چادر زده بیرون یا حتی رنگ خود لباس را.
افرادی هم که دست به این کار می‌زنند را نمی‌شود منحصر به "ولگردهای خیابانی"کرد. از هر طبقه و سن و شکلی که بگویید این آزارها را به زنان وارد میکنند. از طبقه متمول‌تر و باسواد تا افرادی فقیر و بیسواد.
ما از قدیمی‌ها شنیده‌ایم که چهل سال پیش خبری از این گونه مزاحمت‌ها در افغانستان نبوده است. با اینکه زنان آزادانه‌تر لباس می‌پوشیدند. اما طی این سالها فرهنگ در جامعه ما از بین رفته است. سالها جنگ در ابتدا تیشه به ریشه فرهنگ زد، سپس طالبان کشور را وارد وضعیتی بدتر از زمان جنگ کرد و تمام هویت تاریخی و ارزش‌های فرهنگی جامعه را از بین بردند.
اکنون سیزده سال از آن دوران گذشته اما این فرهنگ نهادینه است. فرهنگی که مرد را بالاتر از زن می‌داند و گمان می‌کند هر کاری که دوست داشت می‌تواند با زن بکند.
به راحتی هم در مقابل اعتراضات به آزارها می‌گویند خودت لباس درست بپوش و حجابت را رعایت کن تا مورد آزار واقع نشوی، اما نمی‌گویند چرا زنان برقع پوش در افغانستان که هیچ جایشان معلوم نیست نیز آزار جنسی در خیابان می‌بینند.


به نظرم دولت می‌تواند در این بین نقش مهمی داشته باشد. آزارهای خیابانی جرم نیست. هیچ شماره تلفن و مرکزی نیست که زنان آزار دیده بتوانند با آن تماس بگیرند و شکایت کنند. البته اگر این مرکز هم وجود داشته باشد خود خانواده‌ها به دختران و زنان خود اجازه نمی‌دهند درباره آن حرفی بزنند چون گمان می‌کنند بی‌آبرو می‌شوند. وقتی زنی در خیابان مورد آزار خیابانی قرار می‌گیرد حتی در خانه با پدر، برادر و مادر خود این مسیله را درمیان نمی‌گذارد چون باعث بی آبرویی است.
به نظر من تنها راه کاهش این آزارهای خیابانی این است که زنان افغانستانی جسارت داشته باشند و درباره آن حرف بزنند و حکومت را مجبور کنند اقدامی در این رابطه کند. اگر ما همچنان به سکوت ادامه دهیم، من آزار جنسی شده‌ام، دخترم خواهد شد، دختر او هم خواهد شد. اگر قرار است نسلی قربانی شود، بدنام شود تا این سلسله متوقف شود باید این نسل باشد.
من از زمان اجرای این پرفرمنس نتوانسته‌ام به خانه بروم عده‌ای تا جلوی خانه ما به دنبال من رفته‌اند تا من را پیدا کنند. در نتیجه به خانه یکی دوستانم در حاشیه کابل می‌روم. از مان این پرفرمنس از ترس اسلامگراهای تندرو مفخیانه زندگی می‌کنم تا آبها از آسیاب بیفتند.