تصویر قاسم سلیمانی در عراق در کنار یکی از فرماندهان عالی گروه شبه نظامی سپاه بدر

زمانی "حاج قاسم سلیمانی"فرمانده سپاه قدس ایران، برای رسانه های بین المللی و حتی ایرانی، فرمانده ای در سایه، پر رمز و مخفی بود.
اکنون اگر شاید همچنان بسیار مرموز به نظر برسد اما دیگر فرماندهی در سایه یا به قول نشریات کرد زبان عراق "فرمانده بی سایه"نیست.
نقش او آنقدر در مناسبات خاورمیانه پررنگ شده است که گروه های مختلف شیعه لبنان و عراق و حتی برخی هنرمندان در ایران در ستایش او موزیک و کلیپ ویدئو میسازند. اگر در دیگرسو مخالفان اسد و یا داعش با امکانات رسانه ای خود نتوانستند با ارائۀ چهره ای جنگاور و مرموز به اسطوره سازی از خود بپردازند، اما در این سو "سردار سلیمانی"به خوبی این نقش را ایفا میکند بدون آنکه اطلاعاتی کامل و بی طرفانه از نقش فرماندهی او در مقابله با داعش در منطقه در دست باشد.


او در سالهای پایان دهه هفتاد خورشیدی، تنها چند سال پس از واقعه بمب گذاری در مرکز یهودیان آرژانتین"آمیا"که دستگاه قضایی این کشور مقامات ایرانی به خصوص سپاه قدس را از عاملان آن میدانند، به مقام فرماندهی سپاه قدس رسید. در آن ایام، سالها کسی حرفی از او نمیزد، کسی تصویری از او در دست نداشت و حتی از میزان قدرت و نفوذش وی نیز خبری در دست نبود. تنها حضور پررنگ نامش در رسانه ها و بحث های سیاسی منحصر به داخل ایران و مربوط به نامه معروف ٢٤ فرمانده سپاه خطاب به محمد خاتمی پس از اتفاقات ١٨ تیر سال ١٣٧٨ بود. نامه ای که در آن ٢٤ فرمانده سپاه از جمله باقر قالیباف و قاسم سلیمانی رئیس دولت اصلاح طلب را تهدید به "تصمیم انقلابی"کرده بودند.
تا سالها نام قاسم سلیمانی مترادف بود با تهدید اصلاح طلبان و عملیات های مختلف نظامی و شبه نظامی سپاه ایران در نقاط مختلف دنیا از جمله در تایلند، دهلی‌نو، نایروبی و یا لائوس...


پس از اشاره به نام سلیمانی در وال‌استریت‌ژورنال امریکا که سلیمانی را مجری سیاست های ایران در عراق معرفی میکرد، شاید اولین حضور مهم سردار سلیمانی در رسانه های بین المللی در گزارشی در نشریه "نیویورکر"بود. گزارشی با عنوان "فرمانده سایه"که در سال 2013 منتشر شد. گزارشی که با اشاره به نقش سلیمانی در ماندن اسد در قدرت در سوریه به نقل از کروکر سفیر اسبق امریکا در عراق، از نقشه حمله ای با جزییات زیاد که از سوی قاسم سلیمانی برای حمله به طالبان به طرف مذاکره امریکایی داده شده سخن به میان آمده است.
با افزایش نقش ایران در جنگ داخلی سوریه و سپس با پیشروی سریع گروه جهادگرای "داعش"در عراق کم کم توجه رسانه ها به فردی که گفته میشد به کمک نظامی و لجستیکی کردها در شمال و اعراب در جنوب عراق رفته است بیشتر شد.
در اینجا به نظر میرسد شخص "سردار قاسم سلیمانی"نیز کمک زیادی به توجه رسانه ها به خودش و نقش ایران در پس زدن نیروهای داعش از بسیاری از مناطق عراق کرد.


قاسم سلیمانی که از سال ١٣٧٨ به مقام فرماندهی سپاه قدس از سوی آیت الله خامنه ای انتخاب شده و کمتر عکس و مصاحبه ای از او منتشر شده بود به ناگهان هر هفته عکسی از او از "عملیات آزادسازی"شهرها و مناطق مختلف عراق در شبکه های مجازی و رسانه ها دست به دست میشد. قاسم سلیمانی در کنار نیروهای پیشمرگه، قاسم سلیمانی در کنار شبه نظامیان شیعه سپاه بدر پس از "آزاد سازی"آمرلی و اخبار بازدید های او از پست های اطراف بغداد، سامرا و جلولاء در نزدیکی مرز ایران که توسط مقامات کرد و عرب عراق نیز تایید میشد.
حالا قاسم سلیمانی تبدیل به نوعی چه گوارای ایرانی برای اکثر گروه های شبه نظامی شیعه در منطقه خاورمیانه شده است و صداهای حمایت و ستایش او در ایران نیز دیگر مختص به نیروهای اصولگرا و یا نزدیک به سپاه نیست.


گروه های شبه نظامی عرب در نسخه های مختلف آهنگ هایی در ستایش شخص او میخوانند و ترانه های پاپ فارسی نیز در ستایش او ساخته میشود و شایعه هایی از قدرت اسطوره ای و نفوذ او حتی در دفتر فرماندهی پنتاگون رواج یافته است.
نقش او روی پیراهن با عنوان "قهرمان من"نقش میگیرد و کمتر کسی یاد نامه تهدید آمیز او به محمد خاتمی می افتد.
حتی امریکا و رسانه های امریکایی که تا پیش از این او را یکی از عوامل اصلی مرگ بسیاری از سربازان امریکایی در عراق توسط گروه های شبه نظامی شیعه میدانند نیز چندان به این سابقه او توجه ندارند و کمتر کسی به خاطر می آورد که او توسط امریکا به علت کمک به دولت اسد در جنگ داخلی سوریه تحت تحریم قرار گرفته است، جنگی که تاکنون بیش از ٢٠٠ هزار کشته برجای گذاشته است.
مرتضی کاظمیان روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل ایران با مقایسه وی با ژنرال السیسی مصر میگوید

:"اگر عکس قاسم سلیمانی با وحید حقانیان، کارگزار و محافظ ارشد رهبر جمهوری اسلامی اینجا و آنجا در شبکه‌های اجتماعی راست گرا و اقتدارگرا و پایگاه‌های اینترنتی آنان منتشر می‌شود؛ اگر حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، سلیمانی را "فرماندهی شجاع برای ملت ایران و یاور محبوب و الگوی بسیاری از حق‌طلبان و آزادی‌خواهان گیتی" می‌خواند؛ اگر مشاور فرمانده کل سپاه، سلیمانی را "اسطوره الهی" و "قهرمان خداجو" توصیف می‌کند؛ و اینک اگر صادق خرازی به ستایش سلیمانی برمی‌خیزد، جملگی ـ در کنار دیگر شواهد پیش گفته و موجود ـ نشانه‌های معناداری از تکوین یک پروژه‌ی سیاسی ـ امنیتی ـ نظامی را به ذهن ناظر متبادر می‌کند. آنجا که سلیمانی را به‌مثابه‌ی السیسی مصر، برای روز مبادای سپاه و جمهوری اسلامی، در متن "دولت سایه و پنهان سپاه" مورد توجه قرار می‌دهد