صنعت فیلم ایران، یکی از موفق‌ترین‌ها در دنیا است که سالانه ده‌ها جایزه معتبر در جشنواره‌های بین‌المللی را به خود اختصاص می‌دهد، با این وجود، فیلم‌های ایرانی حتی پیش از آنکه ساخته شوند باید مراحل مختلفی از سانسور را پشت سر بگذارند، پدیده‌ای که طی دهه‌های مختلف به واکنش‌ها و عوارض مختلفی در بین سینماگران ایرانی منجر شده است. عبدالرضا کاهانی کارگردان به نام ایرانی درباره مراحل مختلف برای دریافت پروانه نمایش و نماهای ممنوع در فیلم‌های ایرانی با "فرانس 24"گفتگو کرده است. بخش دوم این گفتگو نیز به زودی منتشر می‌شود.

ماشین سانسور در ایران به چه شکل کار می‌کند؟ این سؤالی که این گزارش در پی پاسخ دادن به آن است. در یک دهه گذشته خبر دست‌کم ۲۵ فیلم که به شکل کامل ممنوع شده‌اند، پایشان به رسانه‌ها باز شده است.
در همین یکی دو سال گذشته فیلم "عصبانی نیستم"از رضا درمیشیان، "مهمون کامی"از علی احمدزاده و "ارادتمند، نازنین بهاره، تینا"از عبدالرضا کاهانی به فیلم‌های کاملاً سانسور شده پیوسته‌اند.



بخشی از فیلم "اراتمند، نازنین،بهاره،تینا"ساخته عبدالرضا کاهانی
 

هفت خوان فیلم‌سازی در ایران

این تنها فیلم‌ها با مضامین سیاسی نیستند که در ایران دچار قیچی خوردگی می‌شوند. در واقع سانسور در ایران یک صنعت کامل است که وارد جزئی‌ترین مسائل فیلم نیز می‌شود. به تازگی سازندگان فیلم "تهران، لس‌آنجلس"اعلام کردند که شورای بازبینی وزارت فرهنگ و ارشاد آنها را وادار کرده است تا نامی که آنها در ابتدا انتخاب کرده بودند یعنی "لس‌آنجلس، تهران"را به "تهران، لس‌آنجلس"تغییر دهند، تا نام تهران پیش از نام شهر امریکایی بیاید.

عبدالرضا کاهانی:

برای نمایش یک فیلم در ایران باید مجوزهای متفاوتی گرفت. در ابتدا باید سناریویی کامل را به شورایی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داد. اعضای این کمسیون، کوچک‌ترین جزییات سناریو را بررسی می‌کنند تا مسئله ممنوع و یا مشکل‌داری از دید آنها در آن وجود نداشته باشد، در صورت وجود مشکل، درخواست می‌دهند این بخش‌ها تغییر کنند و یا حذف شوند، یا اساساً اعلام می‌کنند که این سناریو قابل ساخت نیست.
زمانی که ما پروانه ساخت را گرفتیم، می‌توانیم شروع به فیلم‌برداری کنیم. زمانی که فیلم‌برداری تمام شد، نسخه‌ای از فیلم به شورای دیگری ارائه می‌شود تا شورای بازبینی فیلم را دوباره بررسی کند. در این شورا توجه می‌شود که فیلم با سناریوی ارائه شده منطق باشد و همچنین در بسیاری از موارد با وجود مطابقت خواسته می‌شود برخی صحنه‌ها تغییر و یا حذف شوند. پس از گذر از تمامی این مراحل پروانه نمایش به فیلم داده می‌شود.
بسیاری از فیلم‌ها در این مرحله از نمایش باز می‌مانند، به طور مثال فیلم "ارادتمند، نازنین، بهاره، تینا"در این مرحله نتوانست پروانه نمایش بگیرد، با اینکه فیلمی که من ساختم حتی از سناریویی که به وزارت ارشاد داده بودم، محافظه‌کارانه‌تر بود.
حتی زمانی که شما پروانه نمایش را هم به دست آوردید، پایان خطر نیست. بسیاری از فیلم‌ها به رغم داشتن پروانه نمایش یا نهایتاً اکران نمی‌شوند و یا نصفه و نیمه اکران می‌شوند. به طور مثال امکان دارد شخصیت مذهبی پرنفوذی، اعلام نظری علیه یک فیلم بکند و یا ارگانی نظامی یا حتی دانشگاه مذهبی پرنفوذی اعلام نظری علیه یک فیلم بکند، ماجرا تمام است، فیلم از پرده‌ها پایین کشیده می‌شود. متأسفانه از این ارگان‌ها پرنفوذ هم در ایران کم نیستند.


بخشی سانسور شده از فیلم گشت ارشاد
 
قربانی ارگان‌های پرنفود

من پس از ساخت فیلم "اسب حیوان نجیبی است"با پلیس دچار مشکل شدم و آنها از من شکایت کردند. زمانی که من ساخت فیلم بعدیم "بی‌خود و بی‌جهت"را شروع کردم، وزارت فرهنگ به من گفت که باید اول مشکلم را پلیس حل کنم. از آنجایی که فیلم‌برداری در خیابان نیاز به مجوز پلیس نیز دارد من تصمیم گرفتم تمام فیلم را در داخل خانه و نماهای داخلی بسازم، این اتفاق افتاد و هیچ‌کس دلیل واقعی اینکه تمامی این فیلم داخلی است را نمی‌دانست.

این ممنوعیت‌ها حتی در خارج از ایران نیز اعمال می‌شوند، به این معنا که من حق ندارم فیلم‌هایی که در ایران ممنوع شده‌اند را در خارج از کشور حتی نمایش دهم. من جوایز بین‌المللی مختلفی برای فیلم "بیست"بردم، پس از آن نمایش خارجی چهار فیلم بعدی من در خارج از کشور ممنوع شد، حتی اجازه ندارم فیلم‌هایم را برای جشنواره‌های خارجی بفرستم، در صورتی که من این کار را بکنم با واکنش‌هایی همچون ممنوعیت ساخت فیلم برای مدتی رو به رو خواهم شد.

حتی یک فیلم که من در داخل نمایش دادم را نیز به من گفتند حق ندارم در خارج نمایش دهم. توضیحشان این بود که من یک سری مشکلات را به مردم خودمان نشان داده‌ام که ایرادی ندارد اما دلیلی ندارد خارجی‌ها هم در جریان این مشکلات باشند.
نکته مهمی که در این میان وجود دارد این است که قوانین و خطوط قرمز بنا به کارگردان‌های مختلف متفاوت هستند. برخی از کارگردان‌ها که روابط خوبی با دولت ایران دارند می‌توانند به سوژه‌های ممنوعه نزدیک شوند چرا که نظر و قضاوتی که در فیلم مطرح می‌کنند نزدیک به موضع و قضاوت رسمی پیرامون این سوژه‌های تابو است، این کارگردان‌ها گفتمان رسمی را به چالش نمی‌کشند در نتیجه آزادی بیشتری دارند.



بخشی از فیلمی که تاکنون اجازه نمایش نیافت: ارادتمند، نازنین، بهاره، تینا-ساخته عبدالرضا کاهانی
ممنوع حتی خارج از کشور

در سال ۲۰۱۱ من تصمیم گرفتم که فیلمی درباره فشن‌شوهای زیرزمینی در ایران بسازم. اما درخواست من رد شد، چندی بعد یکی کارگردان دیگر فیلمی با همین سوژه ساخت زمانی که به این مسئله اعتراض کردم گفتند او می‌تواند در این باره فیلم بسازد اما ما می‌دانیم فیلمی که تو در این رابطه بسازی قابل نمایش نخواهد بود."
چیزهایی که در فیلم‌هایی ایرانی ممنوع هستند، بسیارند. زنان باید همیشه و در هر حالتی حجاب کامل داشته باشند که این گاهی به خلق صحنه‌های خنده‌داری منجر می‌شود.
زنان و مردان نمی‌توانند همدیگر را لمس کنند. یک زن و مرد نمی‌توانند حتی با یک متر فاصله همزمان در تخت خواب باشند.
تصور کنید یکی از زن و مرد در فیلم مریض و یا زخمی شود، طرف مقابل نمی‌تواند به او دست بزند، در نتیجه در فیلم‌های ایرانی در این‌گونه مواقع طرف مقابل فقط در فیلم‌ها گریه و زاری می‌کند و نمی‌تواند او را لمس کند؛ یعنی نشان داده طبیعی‌ترین واکنش انسانی ممکن نیست. همچنین نشان دادن مشروبات الکلی و مصرف مواد هم ممنوع است.


فیلم مهمون کامی ساخته علی احمدزاده

 
من فیلم "وقت داریم حالا"را در فرانسه ساختم و موضوع آن اساساً درباره جامعه فرانسه است. در برخی از صحنه‌ها بازیگران خارجی در حال رقصیدن هستند و یا در پشت سر آنها کسی در حال نوشیدن است، برای گفتن پروانه نمایش به من گفتند این صحنه‌ها را باید برید. با بریدن این صحنه‌ها ۲۰ دقیقه از فیلم من کوتاه می‌شد و از رده فیلم‌های سینمایی خارج می‌شد در نتیجه پروانه نمایش در ایران به من داده نشد.


بخش‌های سانسور شده فیلم دراکولا
قصه آن زن و شوهر

در فیلم استراحت مطلق من از همسر واقعی یکی از بازیگرها خواستم تا در فیلم بازی کند تا در صحنه‌هایی از فیلم بتوانند زن و شوهر در فیلم هم را لمس کنند و کلا روابط واقعی‌تری با هم داشته باشند. شورای بازبینی به من گفت باید این صحنه‌ها حذف شود، من پاسخ دادم که این‌ها زن و شوهر واقعی هستند، پاسخ دادند که تماشاچی‌ها که این را نمی‌دانند، در نتیجه ما مجبور شدیم متنی به اول این فیلم اضافه کنیم که این خانم واقعا همسر این آقای بازیگر است. مسئله‌ای که باعث خنده تماشاچی‌ها می‌شد، چرا که این مسائل اهمیتی برای آنها ندارد و مسخره به نظر می‌رسد.

انونس فیلم استراحت مطلق

افراد مذهبی همیشه باید شخصبت مثبت باشند

از سوی دیگر من نمی‌توانیم هیچ شخصیت مذهبی را در فیلم‌ها به شکلی که کاملا "مثبت"نباشد نشان دهیم. به طور مثال در فیلم "بی‌خود و بی‌جهت"شورای بازبینی به من گفت که بازیگر زنی که در فیلم مذهبی است شخصیت منفی دارد، البته این نگاه آنها بود، من اساسا در فیلم‌هایم شخصیت مثبت و منفی ندارم، همه خاکستری هستند، من تلاش می‌کنم آدم‌ها واقعی باشند.
آنها از من خواستند با حذف برخی صحنه‌ها و عوض کردن برخی دیالوگ‌ها او را به یک شخصیت مثبت در فیلم تغییر دهم. آنها گفتند شخصیت فعلی این زن تبلیغات علیه مذهب است.


بنا به گفته عبدالرضا کاهانی، بسیاری از موضوعات اجتماعی از جمله فحشا و یا فساد مالی و سیاسی از جمله موضوعاتی است که نمی‌توان به آنها نزدیک شد.
در چهل سال گذشته، مقامات ایرانی بسیاری از فیلم‌های ایرانی را به لیست فیلم‌های ممنوعه اضافه کرده‌اند تنها به این دلیل که به مسائل اجتماعی می‌پرداخته‌اند. فیلم آفساید جعفر پناهی از جمله معروف‌ترین‌ها در این زمینه است.
فیلمی که در آن به چند دختر می‌پردازد که قصد داشته‌اند به شکل مخفیانه وارد ورزشگاه آزادی شوند و بازی فوتبال تماشا کنند اما همگی بازداشت شده‌اند.

به زودی بخش دوم این گفتگو منتشر خواهد شد.

به‌ قلم
Alijani Ershad

Alijani Ershad , Journaliste