ناظران
سواحل بسیار زیبایی در ریودوژانیرو در برزیل وجود دارند با مناظری که نفس را در سینه حبس می‌کنند اما برزیل با معضل آلودگی شدید سواحلش رو به رو است. سواحل زیبایی که تصویر آنها غیرقابل باور است، امواجی از آب که تمامی آنها را زباله‌ها پوشانده است. در این میان برخی از ناظران ما در برزیل تصمیم گرفته‌اند خودشان آستین بالا بزنند و این بحران را حل کنند.

هر روز مارسلو فاریاس چهل ساله آلودگی ساحل و دریا نزدیک محل زندگی خود را با تصاویر و ویدئوها مستند می‌کند و آنها را در شبکه‌های مجازی منتشر می‌کند.



این تصاویر شوکه کننده هستند. لاشه‌های سگ و گربه، سرنگ‌های مصرف شده و نخاله‌های ساختمانی تنها بخش کوچکی از این زباله‌ها هستند. این ساحل به قدری آلوده شده است که برای دومین سال پیاپی موج‌سواری در آن ممنوع اعلام شده است.


اما از سال ۲۰۱۲ برخی از ساکنان حلبی‌آبادی که در نزدیکی این ساحل است تصمیم گرفتند که به صورت داوطلبانه وارد ماجرا شوند و فکری به حال این معضل کنند. آنها شروع کردند به جمع‌آوری زباله‌ها از ساحل و سپس کارگاه‌های آموزشی حفاظت از محیط زیست در مدارس برگزار کردند.

مارسلو ناظر ما در ریو:

ساحل توریستی نیست، مقامات اهمیت نمی‌دهند

حلبی‌آباد ما در کنار این ساحل واقع شده است. فاضلاب این حلبی‌آباد هم مستقیم وارد آب این ساحل می‌شود. در حلبی‌آباد ما مانند اکثر محلات فقیرنشین سیستم جمع‌آوری زباله به هیچ‌وجه وجود ندارد.
زمانی که باران می‌بارد تمامی زباله‌های سطح کوچه و خیابان را با خود می‌برد و این آب مستقیم وارد دریا و ساحل منطقه می‌شود.
این ساحل توریستی نیست تنها ساکنان این حلبی‌آباد به آنجا می‌روند.



از سال‌ها پیش من تلاش کردم تا با مقامات در این زمینه گفتگو کنم. اولین چیزی که برای پایان دادن به این معضل نیاز است این است که سیستم جمع‌آوری زباله در این حلبی‌آباد ایجاد شود.
اما از آنجایی که مقامات شهری انگیزه‌ای برای این کار ندارند ما نهایتا به این نتیجه رسیدیم که خودمان آستین بالا بزنیم و حداقل ماهی یک بار با کمک چند داوطلب زباله‌های جمع شده در ساحل را جمع‌آوری کنیم.


سپس سعی می‌کنیم تا جایی که ممکن است در مدارس کارگاه آموزشی برگزار کنیم تا به دانش‌آموزان درباره اهمیت حفظ محیط زیست و نحوه درست جمع آوری و فراوری زباله‌ها آموزش دهیم.
به طور مثال کودکان با دیدن تصویر دلفینی که به خاطر آلودگی آب ساحل ما مرده است حسابی شوکه می‌شوند.





به‌ قلم
Maëva Poulet

Maëva Poulet